A(11)
بین آسمان و زمین
پاره ابری هستم خسته
و نا گاه ،
گسسته
از باد.
بین آسمان و زمین
برگی هستم سبز
که روزی
پاییز
در آغوشم خواهد کشید.
بین آسمان و زمین
ستاره ای هستم :
ساکت ، صبور
که روزی در تهاجم تب
خواهد سوخت.
مجال اندک من
همین شراب شفق پوست توست
که تمام می شود....
" اقلیما "
پ.ن : پست قبلی از لبودا بوده نه من. آخه من چی باید بگم؟ این خانم بهترین دوست جون من تو کل عالم هستیه. هیچ حرف دیگه ای هم نیست...