"و بعد که بزرگتر شدن
یاد میگیرن
جای همه ی "اختلالات روانی"،
فقط پشت درهای دوبار فقل شده ی تیمارستان ها نیست.
که سایکوز ها توی آیینه هم میان
وقتایی که خودت بهش خیره میشی.
که تجربه کنن معنی
"مسخ شخصیت"، "انزواطلبی"،"حس دگرگونی زمان" و "اختلال در قضاوتُ"
اینکه "تاکیکاردی"،"اتساع مردمک"و "صعود فشار خون"
اجزایی از لذتن.
که موضوع "خنده های ناهنجار"
معادل مزخرفاتیه که رو پاکتهای سیگارت مینویسن
یاد میگیرن
برای "احساسات" باید تاوان داد
که هرلحظه باید تاوان داد
یاد میگیرن
"نرمال" چه واژه ی دوریه
که مردم دموکرات دیگه احتیاجی به پادشاهی خداوند ندارن
که آدما گاهی خسته میشن
که آدما گاهی خسته میمونن
آدما چطور فرار میکنن
یاد میگیرن
"درمان کننده" به کیا باید گفت
و "ادم تیپیک" اصلا چی هست؟!
می پذیرن "همه یا هیچ"
که تنها رنگ واقعی
و تنها رنگ واقعیت
خاکستر یست."
" آنتون"
---------------------------------------------------------------------
پ.ن:از آنتون عزیز ممنونیم که ما رو قابل دونستن.